روسری مردونه و شروار خلافی
خوب.....دوباره اومدم.....
عسل......عسل......عسل.![]()
قربون دستتون فقط مواظب باشید نیوفتم![]()
وای اینقد اعصابم خورده که نگو....![]()
دیروز ۴ ساعت تمام روی آپم کار کردم بعد خواستم ذخیرش کنم
حالا بیخی.چطورین؟؟خوفین؟؟(۲ تاش یکیه)![]()
وای نمی دونید پریروز چی شد!!!!(خوب معلومه نمی دونید)![]()
عربای گرامی ار این خاطره ناراحت نشید![]()
قصد مسخره کردن ندارم(به جون همین ژیگول که می خوام دنیا باشه خودش نباشه)![]()
دیروز رفتم مغازه ی پسر خالم یه بوتیک داره(فکر ید نکن رفته بودم ازش شروار لی بگیرم)![]()
چون روزه عید بود(عیدتون مبارک)بازارا هم شلوغ بود![]()
تو مغازه بودیم که یه هو یه عربی اومد تو مغازه
به پسر خالم گفت:ولک روسری مردونه داری؟؟؟(یه لحجه ای هم داشت که خودشم نمی فهمید چی می گه)![]()
وقتی فهمید متوجه منظورش نشودیم برامون توصیفش کرد![]()
وقتی فهمیدیم منظورش دسمال سر می خواستیم بزنیم زیره خنده![]()
اما چون مشتری بود باید خودمونو کنترل می کردیم ![]()
پسر خالم بهش گفت:نه نداریم![]()
عربه:ولک شروار خلافی چی داری؟؟؟![]()
منو پسر خالم نیم ساعت فکر کردیم![]()
![]()
روب ساعت اول بخاطر این که چی می گه؟و ربع ساعت آخر به خاطره این که چی می خواد؟![]()
وقتی فهمید باز متوجه حرفش نشودیم
گفت:از این شروارا که ۶ تا جیب دارن!!![]()
![]()
اینو که گفت منو پسر خالم زدیم زیره خنده![]()
حالا من بخند پسر خالم بخند![]()
![]()
![]()
عربه که دید داریم بهش می خندیم![]()
گفت:س سویی مسخره می کنی؟؟؟![]()
تا اینو گفت پسر خالم خودشو جم کرد![]()
گفت :نه عزیز مسخره چیه!!!نه شروار خلافی هم ندارم![]()
![]()
تا پسر خالم اینو گفت دوباره زدم زیره خنده که زد تو پهلوم(یعنی نیشتو ببند)![]()
![]()
خلاصه وقتی عربه رفت ۱ساعت تمام من می خندیدم
خدایی سوژه بود![]()
![]()
به وبلاگ جدیده ما هم سر بزنید
آپ فرت![]()













من نه آن ستاره ای هستم که با طلوع نخستین سپیدی صبح محو گردم